
نماز مغرب دیشب، نماز صبح امروزم قضا شد
میدونی علتش فرکانس منفی گروه فامیلی هست
بنظرم نباید باشی علتش زیاده
یکیش ادم های حسود که فرکانس منفی میفرستن و انرژی تو میگیرن حتی وقتی دارن تبریک میگن
دوم: نمیشه در مورد چیزی حرف زد چون معیار مشترک ندارید و هر حرفی بزنی بیشتر افتخارات من و این حس رو دوس ندارم
که بقیه فک کنن من برترم یا درس خوندن من باعث میشه من از اونا سرم
دلم میخواد تو جمعی باشم همه یکسان باشیم...
خدایا من ازت میخوام منو نبری تو گروه
دیرتر دارم میرم کتابخونه
اول میرم بخش ثبت نام دانشگاه : به لطف خدا انجام شد
بعدش میرم چیزهایی که لازم دارم با دستیارم امروز مشخص کنیم : به لطف خدا چیزهایی که میخواستم رو نوشتم که اونجا ارائه بدم ساعت 2:30
- رستوران بحث تغذیه
- بحث لوکیشن
- بحث مالی
- بحث کارها..
حالا بریم مدارک استخدامی رو بفرستم برای دانشکده ریاضیات : به لطف خدا انجام شد.
الان گرسنمه میرم رستوران دانشگاه ساندویجی که عاشقشم میخورم. ناهارمو میخورم.
ساعت 2:30 جلسه شروع میشه: من 2 میزنم بیرون
خدایا بهم کمک کن حلو نفسم رو بگیره
هر جا نفسم بلند شد تو مراقب باش زیاده روی نکنه
دوست دارم
- 150 لایتنر
خانه اول: 142 ................ 30
خانه دوم : 420 ................
خانه سوم: 219 ................
خانه چهارم : 0..................... جبرانی خانه 1-
خانه پنحم : 0...................... جبرانی خانه 1 -
گرامر لایتنر : 20 .................
- 1/4 کتاب ب :
50 کلمه جدید :
5 بار املا و یادگیری کلمات خانه 1
من خیلی جا داره تا روی نفاط ضعفم کار کنم هنوز اعتماد بتفسم ضعیفه. هنوز خیلی ها رو گنده میکنم و خیلی ها رو خرد
باید بیشتر روی خودم کار کنم
باید در شان ادمی باشم که خودم در قامت ژانیتا میبینم
به احتمال زیاد بعد از جلسه برم خونه و بخوابم چون بشدت خسته ام. امروز تمام کارهای مهم رو پیگیری کردم اما درس نه درس...
اومدم وسوسه بشم پیام بزارم تو گروه اما خودمو نجات دادم خوشبختانه... 1:32
معجزات:
برگه پیش ثبت نام 2027 مو گرفتم به لطف خدا.
درمورد روزهای سخت یک مهاجر و تلاش برای رشد و موفقیت